|
ترانه های مهدی مقامی
ترانه های مهدی مقامی
تو زندون نگاه تو يه عمره كه اسيرم من چشاتو رو به من واكن نزار اينجا بميرم من
نزار از دوري چشمات چشام از خون دل تر شه نزار اين دربدر عمرش تو اين بيراهه ها سر شه
بيا تا تو نگاه تو دوباره جون بگيرم من تو هي طردم كن از دنيات ولي بازم نميرم من
تو اين دنياي پاييزي درختي،من ولي برگم من اونقدر به تو وابستم كه بي تو حتميه مرگم
من اونقدر به تو وابستم كه بي تو بي پروبالم بيا تا ميزنه نبضم يه فكري كن به اين حالم شنبه 23 اردیبهشت1391 | 9:40 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
رنگ لحظه های بی تو
رنگ زرد انتظاره اما این خزون ممتد واسه من تازگی داره واسه من تازگی داره حتی حرفای قدیمیت حتی طعم تلخ این که مرده رویای قدیمیت توواسم ابی و بارون تو واسم یه اسمونی اما فایدش چیه وقتی منو از خودت میرونی منو از خودت میرونی همه ی قصه همینه عشق من میون قلبت نمیمونه نمیشینه تو واسم یه بی نهایت من واست یه خواب کوتاه تو میری و تا همیشه منم و دستی پر از اه.... یکشنبه 15 آبان1390 | 1:24 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
رنگ لحظه های بی تو
رنگ زرد انتظاره اما این خزون ممتد واسه من تازگی داره واسه من تازگی داره حتی حرفای قدیمیت حتی طعم تلخ این که مرده رویای قدیمیت توواسم ابی و بارون تو واسم یه اسمونی اما فایدش چیه وقتی منو از خودت میرونی منو از خودت میرونی همه ی قصه همینه عشق من میون قلبت نمیمونه نمیشینه تو واسم یه بی نهایت من واست یه خواب کوتاه تو میری و تا همیشه منم و دستی پر از اه.... چهارشنبه 27 مهر1390 | 10:53 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
من فقط خاطره های
تو رو دارم تو وجودم غیر تو خاطره ای نیست تو تمام تاروپودم دفتر خاطره هامو اگه واکنی میبینی هم کلام اول عشق هم کلام اخرینی توی دنیای دل من این تویی که بی رقیبی اما افسوس که تو با عشق با منو دلم غریبی من پر ازحرارت عشق اما دستای تو سرده دل من بهاری و سبز دل تو پاییز و زرده کاش فقط یه باره دیگه تو رو میدیدم دوباره دل من برات یه عالم حرفای نگفته داره حرفای نگفته ای که تو گلوم موندن و موندن دستای ملتمسی که تو رو تا من نرسوندن...
سه شنبه 19 مهر1390 | 7:55 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
ندارم طاقت این فکرو حتی که باشی و پر از تردید باشی برای من که یک عاشق یه سوسو برای دیگرون خورشید باشی دل دیوونمو چه عاشقونه به چشمای سیاهت هدیه کردم چه شبها با خیالت تا خود صبح کنار قاب خالیت گریه کردم نشستم پشت این پنجره هر روز غروباشو پر از ترانه کردم اگه قاصدکی شبونه رد شد صداش کردم توروبهانه کردم کنار خاطرات غم گرفتم رو اسم نازنینت گل کشیدم توی نقاشیام هرجا که بودی واسه برگشتن تو پل کشیدم روزام شب میشن و شبهام روزو محاله یادتو یک لحظه کم شه نزار پشت منه شکسته از عشق دوباره زیر باره قصه خم شه نزار اینجا کنار بقض و تردید مثه پروانه ها پرپر شم از عشق میخوام از عشق تو خورشد باشم نرو نگذارکه خاکستر شم از عشق یکشنبه 10 مهر1390 | 6:59 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
من از دنیای توچیزی نمیفهمم
ازین حرفای تو چیزی نمیفهمم نمیفهمم چرا انقدر سردی؟ چرا از عشق تو این بوده سهمم من از دنیای تو چیزی نمیفهمم از این دنیای بی عاطفه بی روح از این قلبی که توی سینه داری ولی سردِمثه رویای یک کوه.. نمیفهمم چرا دنیای این دل به دنیای دلت راهی نداره چرا چشمای تو ابری نمیشه چرا شبهای تو ماهی نداره تمومه قصه های عشقو گشتم کسی سنگی تر از قلبت ندیدم منی که قرق رویای تو بودم به هرگلخونه هرگل میرسیدم تموم واژه ها رو دوره کردم که شاید واژه ای بهتر رسیدم که معناش اوج هر احساس باشه به جز ..دوستت دارم...چیزی ندیدم جمعه 1 مهر1390 | 7:36 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
اگه بارون تنهایی میباره از چشای تو اگه اون که تومیدونی،نمیمونه به پای تو اگه هرچی در بستس،همیشه سهم تو میشه به جای نم نم بارون،رو سقف قصه آتیشه توکل کن که اون بالا،یکی قرق تماشاته که هم تو فکر امروزت،که هم تو فکر فرداته توکل کن که بی تردید،خودش دنیاتو میسازه در گلخونه ی لطفش،همیشه روی تو بازه فقط یک لحظه ابری شو،ببار هرچی که غم داری بدون شک سر از سجدش، پشیمون بر نمیداری دوشنبه 2 خرداد1390 | 2:32 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
دل من گرفته بی تو حال پروازو نداره
ساز من مثل قدیما بقض اوازو نداره انگاری هرچی ترانس همشون سنگی و سردن لحظه های سرد بی تو لحظه های سرد کوچن دستای دق کرده ی من قهره با هرچی که سازه لک زده چشام دوباره واسه یک دیدار تازه چشام از ترانه خیسن ولی احساسی ندارم فرقی نیست بی تو و چشمات بین پاییزو بهارم کاش میشد برگردی از نو منه ویرون و بسازی اما افسوس که نمیشه اخه از من بی نیازی احه هرجا که نگاهت تب کنه مرهم زیاده کلی عاشق داره چشمات چه نیاز به منه ساده چهارشنبه 14 اردیبهشت1390 | 9:25 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
اومدم که با تو باشم اومدم باتو بمونم اومدم که باورت شه عشق تو بسته به جونم اومدم که باورت شه هنوزم دل نگرونم که بهت ثابت شه تو عشق من جدا از دیگرونم من جدا از دیگرونم این و یک روز گفته بودم گفتم اما اگه رفتم اون روزا اشفته بودم اون روزا هرچی که غم بود شدن اوار رو سر من سایه هایِ بی هدف شد توی اوج بال و پر من توی اوج دست من از تو مثل برگ از شاخه دل کند زیر پای غم لگد شد اون همه غنچه ی لبخند اون همه رویای ابی یه دفه کابوسِ غم شد من و تو،جمع من و تو ما نشد یه باره کم شد یه دفه قلب من و تو پر شد از غربت و تردید اسمون هرچی که غم داشت رو سر من وتو بارید اما امروز اومدم باز اومدم با تو بمونم اومدم که باورت شه عشق تو بسته به جونم... پنجشنبه 1 اردیبهشت1390 | 12:16 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
جمعه 12 فروردین1390 | 7:15 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
تو حرفات خاليه اما نگاهت
پر از تكرار يك حس قشنگه
كه حتي لحظه اي از تو كه دورم
دلم اندازه ي يك عمر تنگه
نميدونم توي چشم سياهت
چي پنهونه كه من اينقدر گيرم
مثه يك عقربم..قطب شمالي
تو هرجا كه بري سمت تو ميرم
تو هرجا كه بري سمت تو ميرم
گرفتارت شدن دست خودم نيست
تو خورشيدي ومن مثل زمينم
شبيه من گرفتار تو كم نيست
يه لحظه جاي من باشو يه فكري
به حال اين دل بي بالو پركن
تموم عمر من بي تو هدر شد
بيا يك لحظتوبامن هدر كن پنجشنبه 11 فروردین1390 | 7:39 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
هر چی مهربونی داری هرچی حرفِ ارزو دار همه رو بزار برایِ لحظه ی قشنگ دیدار میخوام اون لحظه تمامت بشه سهم دلِ تنهام بنویسی روی این دل تو رو عاشقونه میخوام عمریه در انتظارم واسه ی بودنِ باتو رو تن دلم نوشتم نازنین، یا هیچ کی یا تو دارم از شادی میمیرم که تموم شد انتظارم هیچ کی جز من نمیدونه این روزا چه حالی دارم انگار اون پرنده باشم که رها شده دوباره یا شبِ تارو سیاهی که شده پراز ستاره
پنجشنبه 11 فروردین1390 | 11:53 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
نشستم کناره،تو تا اخر خط به یادت میمونم،خیالِ تو راحت خیال تو راحت،که تنهاترینی که جز تو نداره،دلم همنشینی من از اشک چشمات،به دریا رسیدم یه لحظه،یه موتو،به دنیا نمیدم به دنیا نمیدم،تورو تا که هستم رودنیا دلم رو به غیراز تو بستم به غیر ازتو بامن،کسی هم نفس نیس نیست خیال تو راحت،که عشقم هوس نیست
پنجشنبه 11 فروردین1390 | 11:40 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
عشق و وفاداري وغم دروغه
عاشق چشماي توام دروغه دروغه هر كي كه بگه اسيره كي ديده از عشق يه نفر بميره دروغه هرچي تو كتابا ميگن هرچي كه از مجنون و ليلا ميگن اينا همش يه مشت دروغه محضه عشقاي اين دوره فقط يه لحظه اون چه فراوونه تو اين زمونه چشم خماره .حرفه عاشقونه اما كدوم قلب كه عاشق بشه قرق جنون مثل شقايق بشه كدوم دلي اينه ي اسمونه كيه كه رو قول و قرار بمونه؟
پنجشنبه 4 فروردین1390 | 9:56 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
من دیگه حرفی ندارم با تو جز "خدا نگهدار" برو،از دوش دل من خاطرات عشق و بردار برو اینجا دیگه هیچ کس ناز چشمات و نمیخواد عشقتو خط زدم از دل تو هم عشقو بِبر از یاد بزا هرچی بوده بینِ من وتو اینجا تموم شه وقتی راهمون یکی نیست چرا عمرمون حروم شه هرچی حرف گفتنی بود گفتم و نشنیدی ازمن حالا جز خدا نگهدار حرفی نیست برای گفتن برو تا قصه تموم شه باهمون خاطره ی خوش با همون دیدار اغاز تو و اون نگاه دل کُش برو تا تو خاطر من از تو جز همین نمونه دفتر و ببندم و روش بنویسم"عاشقونه" جمعه 20 اسفند1389 | 1:35 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
من نخواستم قصه این شه این تو بودی که نموندی کفتر جلدِ تو بودم تو خودت منو پروندی نه، نخواستم قصه این شه تو خودت خواستی جدا شیم گفتی بسه اشنایی وقتشه غریبه باشیم گفتی باید هرچی بوده بین ما اینجا تموم شه روم نمیشد بگم اما وقتشه که دیگه روم شه وقتشه بگم به جایِ تو کسی دیگه رو میخوام توی دنیام یه غریبی یه غریبه شده دنیام حرفاتو گفتی و رفتی دل سپردی به غریبه ندونستی همه حرفاش یه دروغه یه فریبه دلت و شکست و رفت و به تو و اشک تو خندید اینِ تاوان دلم که یه روز از دست تو رنجید حالا برگشتی و میگی که پشیمونم و تنهام حالا که من تو رو قدِ سرِ سوزنی نمیخوام برو که دیگه نمونده واسه تو جایی تو دنیام چهارشنبه 18 اسفند1389 | 8:41 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
یکی نیس بهش بگه آی بی وفا اخه این چه رسمه عاشق شدنه اون که زیر پاته سنگ و گل که نیست اون دل بی کس و تنهای منه
یکی نیس بهش بگه آی بی وفا این دل دربدر وپرپر نکن عاشقِ همیشگیتو دق نده عشقای دو روزه رو باور نکن
یکی نیس بهش بگه، خودت بگو ! کیه که اگه بری گریه کنه؟ کیه که حتی اگه ازش بخوای حاضره جونشو هم هدیه کنه؟!
کیه که تا ته دنیا چشم برات میمونه حتی اگه ازش نخوای ذره ای عشقش به تو کم نمیشه اگه برنگردی پیشش و نیای
اخه کی جز دل دیوونه ی من این جوری عاشق با تو بودنه دل کی مثل دل عاشق من واسه دیدن تو پرپر میزنه آره ،کاش یکی بودو بهت میگفت بت میگفت چقد دلم تنگه برات ارزومه بدونم خط زدی یا نزدی اسمم و از خاطره هات
چهارشنبه 18 اسفند1389 | 8:39 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
همیسه کسی که پای همه چیز میماند
عاشق واقعی نیست گاهی او که میرود وعهد میشکند از همگان عاشقتر است *************** عشق واقعی جز در فراق تجلی نمی یابد وکسی جز حسرت زدگان طعم تلخ و شیرین عشق را نمیچشد این میان مانده امِِِِِ.با یک سوال بزرگ؟ حسرت زده واقعی کیست؟ انکه میرود یا انکه میماند؟
گاهی بهتر است ابرو بادو مه و خورشید و فلک دست در دست هم نهند تا ما به عشقمان نرسیم وحتی فرصت اثباتش به ما دست ندهد تا عشق در دلمان جاودانه شود هم چون درخت بهانه ات پائیز بهانه ات باد کهنه گشته بودم انگار؟ تن تکاندی تابریزم چون برگ چون غبار پنجشنبه 5 اسفند1389 | 10:14 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
من نخواستم قصه این شه این تو بودی که نموندی کفتر جلدِ تو بودم تو خودت منو پروندی نه، نخواستم قصه این شه تو خودت خواستی جدا شیم گفتی بسه اشنایی وقتشه غریبه باشیم گفتی باید هرچی بوده بین ما اینجا تموم شه روم نمیشد بگم اما وقتشه که دیگه روم شه وقتشه بگم به جایِ تو کسی دیگه رو میخوام توی دنیام یه غریبی یه غریبه شده دنیام حرفاتو گفتی و رفتی دل سپردی به غریبه ندونستی همه حرفاش یه دروغه یه فریبه دلت و شکست و رفت و به تو و اشک تو خندید چهارشنبه 4 اسفند1389 | 10:51 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
من به تو بد کردم اما قصدم این نبود و این شد قصر تو رویا معلق توی رویا ته نشین شد دست من نبود زمونه راه پروازمو سدکرد تو رو بامن منو باتو مارو با همدیگه بد کرد تو رو به رویات رسوندن ارزوی دل من بود ساحل ارامش تو اخرین ساحل من بود همه ارزوم تو بودی اما این زمونه نگذاشت راه چاره ای برام جز کوچ عاشقونه نگذاشت رفتم و لحظه ی رفتن بقض من گلومو سد کرد مثل برگ و باد پائیز دست من دستتو رد کرد اره من بد کردم اما راهی جز همین ندیدم واسه این که تو بمونی رفتن و به جون خریدم
--------------------------------------------------------------- باورم نکردی اما همه باورم تو هستی عشق اولم تو بودی عشق اخرم تو هستی اره عشق من تو هستی تو که رفتی و نموندی تو که حتی نامه های عاشقونمو نخوندی تو که حتی گریه هامو دیدی و خندیدی اسون رفتی و گفتم محاله عشقت از دل بره بیرون رفتی و گفتم به یادت بعد از این مجنون شهرم جز تو و خاطره ی تو بعد از این با همه قهرم بعد از این با همه قهرم حتی با گل و ستاره جون من فدای اونکه تو رو یاد من بیاره
--------------------------------------------- وصف حس با تو بودن وصف گلهای بهاره اونقَدَر عاشقتم که حد و اندازه نداره اونقَدَر عاشقتم من که تو واژه جا نمیشه تنها میدونم تو خاکِ دلم عشقت کرده ریشه تنها میدونم دلیلم واسه زندگی تو هستی در قلبمو به رویِ جز خودت به همه بستی من یه حسی به تو دارم که برام تازگی داره انگاری تمام جونم هوس عاشقی داره انگاری تو که نبودی زندگیم یه چیزی کم داشت آخه با تمام خوبیش باز دلم همیشه غم داشت اما تو اومدی با عشق همه غم هاشو گرفتی تنهایی تنها کسم بود اومدی جاشو گرفتی
------------------------------------------- اگه بچه گونس عشقم اگه سقفِ بی ستونه اگه فرش من زمینه اگه سقفم اسمونه اگه دنیای دل من پیش چشم تو حقیره میرم اما تو دل من کسی نیست جاتو بگیره کسی نیست که قد چشمات خاطرش برام عزیزه که اگه رفت از نگاهم اشک حسرتی بریزه که اگه رفت قصر رویام بی صدا بپاشه از هم مثل بوسه ی یخ و برف روی گل به جای شبنم میرم اما تو یه وقتی با خودت نگی کم اوُرد رفتنم دست خودم نیست میرم هر جا که دلم برد
------------------------------------------------------- دلخوشی دنیای من خنده ی زیبای تو بود تو بودی و تو قلب من تنها فقط جای تو بود تو بودی وکنار تو غم تو دلم خونه نداشت چشام جز از گریه ی شوق اشکی روی گونه نداشت اما حالا کنار من تو نیستی و پر از غمم اینی که داره سیل اشک میباره از چشاش منم من باورم نمیشه تو رفتی و این حال منه اینی که با دستای تو بسته شده بال منه من باورم نمیشه این جدایی و نبودنو بگو که این یه خوابه و تنها نمیزاری منو بگو که این یه خوابه و تا به ابد مال منی مثل یه سایه پا به پا همیشه دنبال منی
چهارشنبه 4 اسفند1389 | 4:26 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
من نمي دانم كي ام،من فقط ميدانم كه تويي شاه بيت غزل زندكي ام
جمعه 3 دی1389 | 7:27 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
اگه حرفي تازه داري بگو من حرفام تمومه
اي كه واژه هاي دشوار تو كف تو مثل مومه توي اسمون رويات تا بخواي ستاره داري واسه حل مشكل عشق صد تا راه چاره داري ولي تو هفت اسمون دل من ستاره اي نيست واسه من به جز تحمل ديگه راه چاره اي نيست ميدونم با تو پريدن واسه من خواب و خياله همه ي جوابم از تو يه علامت سواله ميدونم تو اين سوالو كه چرا ازم بريدي اگه صد بارم بپرسم باز جوابمو نميدي ولي تا ميتپه قلبم ارزوي من ميموني جاري تو تمومه اين تن مثل قطره هاي خوني اينا حرفاي دلي بود كه به تو گفتو تو رفتي غنچه اي كه عاشقونه پيش تو شكفتو رفتي اينا حرفاي نيازه يه قناري به قفس بود قفسي كه اسمونش واسه اين پرنده بس بود رفتي و گفتم پس از تو اگه عمري باشه باقي وعده ي ديدارمون باز توي كئچه ي اقاقي سه شنبه 30 آذر1389 | 9:15 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
تو زندون نگاه تو يه عمره كه اسيرم من چشاتو رو به من واكن نزار اينجا بميرم من
نزار از دوري چشمات چشام از خون دل تر شه نزار اين دربدر عمرش تو اين بيراهه ها سر شه
بيا تا تو نگاه تو دوباره جون بگيرم من تو هي طردم كن از دنيات ولي بازم نميرم من
تو اين دنياي پاييزي درختي،من ولي برگم من اونقدر به تو وابستم كه بي تو حتميه مرگم
من اونقدر به تو وابستم كه بي تو بي پروبالم بيا تا ميزنه نبضم يه فكري كن به اين حالم جمعه 12 آذر1389 | 11:56 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
اروم اروم دارم از یادِ تو میرم تو که گفتی بی تو از زندگی سیرم این و من از خودِ تو نشنیدم اما خوب میدونم تو دلت دارم میمیرم خوب میدونم واسه تو دیگه غریبم با دروغات نمیخواد بدی فریبم خوب میدونم که تو میری وازاین عشق تنها دلتنگی و غم میشه نصیبم تو دلت میخواد بری اما نمیگی میدونم دلت یه جا دیگه اسیره برو من حرفی ندارم چون میدونم اون که دوس داره بره یه روزی میره اون که دوس داره بره یه روزی میره دست و پاهاش و اگه حتی ببندی همه میگن عاشقن اما خدایا عمر این عاشقیا دو روز و اندی پنجشنبه 11 آذر1389 | 10:24 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
من از تو یک قدم حتی بدون پا پس نمیزارم آخه تنها من و داری منم تنها تورو دارم اگه قولی بهت دادم بدون تا اخرش هستم من این رویای شیرین و تا اوج باورش هستم من اینجا رو نمیدونم چی ناچیزه چی با ارزش تو شهر قلب من اما هنوزم مردِ وحرفش بدون تا میزنه نبضم من از تو برنمیگردم من این حرف و اگه ثابت نکردم به تو نامردم
پنجشنبه 11 آذر1389 | 8:22 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
توی یک گوشه ی پرت از این زمین زیراین گنبدتا ابدکبود بازیه عاشق باز یه قلب شیشه ای بازیه قصه، باز یکی بودونبود یکی بودیکی نبودیه بی وفا یکی که من به خیالم اشناس پاگذاشت توقصه ی من ودلم گفت همینه،اون که از خدامیخواس گفت همینه ودل ساده ی ما که تا اون روز عاشقی بلد نبود یه دفه خودش رو ماهی دید وعشق شد براش بسته به جون مثل یه رود باخوددم گفتم که عشق بین ما مثه عشق قصه هاس،زلال وپاک ولی تاچشاموواکردم دیدم ماهیم ماهیه افتاده به خاک قصه ی منو تو هم مثل همه قصه ها یه روزبه اخرش رسید یکی شد رفیق نیمه ر اهو رفت یکی هم گریه شدو نم نم چکید
----------------------------------- هنوزم صداي نازت و ميشه از در و ديوار اين خونه شنيد ميشه از هر ورقِ خاطره هات عطر ياس و مريم و پونه شنيد ميشه از ماهيِ اين تنگ بلور يا از اين قناريِ كنجِ قفس كه تو دستاي تو، بوده روزوشب واسه اين دونه واون يكي نفس تور بوئيد و صدا كردو شنيد از همين قفس تو رو نفس كشيد ميشه از باورِ اين ناباوري از ته قصه به اغاز رسيد ميشه از گلدون خالي ازخيال گل خاطرات خط نخورده چيد ميشه از خاطره ي بودن تو توي اين نبودنا خاطره ساخت زير بارون ميشه باز قدم زدو دوباره اين دل ديوونه رو باخت عشق اگه از ته دل باشه و پاك با جداشدن به اخر نمياد بي بهونه عاسقي كن و نگو منو ميخواد عشق من يا نميخواد
------------------------ یه وقتایی نمیدونم چرا این دل پریشونه چه بقضی دارم وحتی چه دردی توی این جونه بلاتکلیف میمونم میون موندن و رفتن گمونم اسمونا هم درارو رو به من بستن یه وقتا از درو دیوار رو این دل غصه میباره با فریاد شاید اروم شم ولی بقضم نمیزاره خدایا تو به فریادم برس که مهلتم تنگه دارم بازی رو میبازم برام این بدترین ننگه نزار این لحظه ی اخر امیدم از تو خالی شه نفس هامو بگیر از من نزار این لحظه سالی شه
------------------------------- توی این دور و زمونه عاشقی فقط یه خوابه حرف دل معنی نداره حرفا از روی حسابه دیگه هیچ کسی نمیخواد کسی و بخاطر عشق تن به غربت نمیبازه تا بشه مسافر عشق دلا انگار توی سینه مردن و سنگ سیاهن یا به تو دل نمیبازن یارفیق نیمه راهن بازم صد رحمت به قلب بی ریای سنگ و آهن همه انگار توی خوابن انگار اصلا دل ندارن تا نمیری و نپوسی از زمین بر نمیدارن جای اینکه غمی از تو ببرن بازم میزارن ای خدا کاشکی بدونم صبر تو چقد زیاده آخه تا کی پا بزارن رو دلای پاک و ساده اخه تا کی میخوای این جور کش بدی عمر زمینو کی میدی اذن ظهوره اون سوار نازنینو
------------------------------------------ باهمه فاصله ای که بین ماس من به تو نزدیکِ نزدیکم هنوز تو رو من نبردم از یادِ دلم حتی یک لحظه، یه ثانیه، یه روز تو رو من نبردم از یادِ دلم تو رو که دلیل این ترانه ای واسه این دلِ بهونه گیر هنوز اولین و اخرین بهانه ای اگه این فاصله ای که بین ماس از زمین تا تهِ اسمون بشه اگه تو نبردِ تو بادلِ من دلِ من قرقه ی خاک و خون بشه اگه تو راهِ رسیدنم به تو دل من جون بده، بی نشون بشه من فراموشت نمیکنم،اخه میخوام هرچی تو بخوای، همون بشه میخوام هر چی تو بخوای همون شه تا به تو ثابت کنم این عاشقیو تو بیای و من به رسم عاشقی به تو تقدیم کنم این رازقیو... این گل عاشقیو... پنجشنبه 11 آذر1389 | 4:19 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
كنارم بودي اما من ندونستم چقد دوري ندونستم كه ميري و فقط ميگي كه مجبوري
ندونستم كه چشمايِ تو با چشماي من قهره نگاهت رو عسل ديدم ندونستم كه از زهره
تو رفتي تا دل عاشق بشه تنها بشه پرپر از اون احساس اتيشي نمونه جز يه خاكستر
پريشونم واحساسم پس از تو حس يك برگه كه ميدونه از اين شاخه بيفته همدمش مرگه
خدا ميدونه بعد از تو اگه نبضم نفس داره اگه اين مرغ زندوني حديثي با قفس داره واسه اين بوده كه بازم تورو اين دل هوس داره
------------------------------------- قسمت نبود عزیزم منو تو مال هم شیم اگه پری بسوزه سوار بال هم شیم قسمت نبود عزیزم روزای سردو تیره نگاه روشن تو شب وازم بگیره قسمت تو نبودم قسمت من نبودی اما نگو که این عشق جز غم نداره سودی قسمت ما همین بود که مثل نور وسایه معنی هم بمونیم ولی پر از گلایه قسمت ما همین بود لحظه ی اوج آواز حنجرمون بگیره بسوزه سینه ی ساز نخواسته قسمت انگار منو تو مال هم شیم خواسته یه قاب خالی توی خیال هم شیم خواسته یه زخم تازه رو پرو بال هم شیم
------------------------------------ بی وفایی تو دلم باور نداره باورم نمیشه این اخر کاره نرو چون هنوزم این نگاه ابری ارزو داره کنار تو بباره بی وفایی تو دلم باور نداره باورم نمیشه تو بگذری از من باورم نمیشه این قدر زودو اسون برسه لحظه ی دلکندن و رفتن باورم نمیشه دارم از لب تو میشنوم این همه حرفای محالو تا هنوز تو سینه جون نداده این دل بگو باور نکن این فکرو خیالو کوله باره رفتنو زمین بزارو روی شونه های من بارون ببارو قصه ای تازه رقم بزن برامو ببراز یاد دلت گذشته هارو
------------------------------ پشیمنونم اگه یه لحظه هایی از احوال تو قافل میشدم من میون ماو من مثل یه دیوار ندونسته یه حائل میشدم من همون وقتا که باید توی طوفان برای تو یه ساحل میشدم من به جای مرحمی رو دردو زخمات یه مشکل روی مشکل میشدم من پشیمونم اگه شکفتی و من تورو جوری که باید بونکردم به جای واژه های خشک و بی رنگ تورو وصفت به یک شبو نکردم اگه عکس نگاه روشنت رو با قلب اینه رودررو نکردم پشیمونم اگه حرفای خوبت یه وقتایی مزاقم خوش نیومد اگه سرمای دی ماهیه چشمام توزوق اذر چشم تو میزد ببخش من رو اخه دست خودم نیست اگه از کوره در رفتم با حرفات بدون اما عوض نمیکنم من همه دنیا رو با یک تار موهات
------------------------------------------------ اگه این فاصله حتی از این هم بیشتر باشه به جای تو نمیزارم کسی تو قلب من جاشه نمیزارم خیال تو یه لحظه از دلم گم شه نمیخوام عشق پاک من شبیه عشق مردم شه یه کاری میکنم این عشق تو این دنیا زبون زد شه که مجنونم بگه عشقش محاله تا به این حد شه کلید قفل قلب تو اگه رو قله ی قافه میخوام فرهاد تو باشم که حتی کوه و میشکافه
----------------------------- اخ،دارم انگار هر نفس خو ميكنم به اي قفس بريده دل اميدشو بعد خدا از همه كس
پشيمونم اگه يه روز گفتم اميد من تويي گفتم پناه و خونه ي اين تن بي وطن تويي
ديگه دل ساده ي من دلي كه گفتم عاشقه تورو نميخوادو ميگه خلايق هرچي لايقه
برو ولي اينو بدون تو رو نميبخشه دلم چون ديگه هيچ كليدي نيست واكنه قفل مشكلم
برو ولي اينو بدون هيچ كسي عاشق تو نيست آي دل من توهم بدون اون ديگه لايق تونيست
---------------------------- دفتر كهنه ي خاطرات من هنوز از عطر خيال تو پُرِه هنوزم وقتي ورق ميزنمش عطر تو بند دلم رو ميبُرِه توي هر صفحه از اين خاطره ها اسم تو هميشه سطر اوله وفتي تاريكي مياد سايه كنه چشم تو براي من يه مشعله كاش ميشد بازم مثه همون روزا اون روزاي خوب و پاك عاشقي دستامو بگيري و براي من قصه از عاشقي و وفا بگي اخ ولي خوب ميدونم براي من با تو بودن يه خياله باطله مثه اون ماهي دريام توي تنگ كه همه دنيا برام يه ساحله
------------------------------ *من فراموشت نمیکنم بدون خواستی بری برو ،خواستی بمون با همه خوب و بدت عزیزمی اگه یک رنگی، اگه رنگین کمون* *من فراموشت نمیکنم گلم پیش تو کوهم و پر تحملم تو اگه رها کنی دست منو من با چشمام واسه رفتنت پلم* *نه فراموشت نمیکنم اگه قیمتش برام بریدن رگه اگه خنجرت بشینه تودلم شاید این دل به تو یک چرا نگه* *نه فراموشت نمیکنم تو رو اگه خالی از منی اگه پرو با همه عشقی که من دارم به تو تا هنوز یه فرصتی مونده برو*
------------------------------------ منو ازار میده(حتی) فکر اینکه باید دنیامو بی توسر کنم من ولی سرمای چشمات داره میگه باید کوچ تو رو باور کنم من منو ازار میده این نگاهِ پر از تکرار حرف کوچ و رفتن نمیدونی چه سخته باورش که باید باور کنم کوچت رو از من نمیدونی چه سخته جای شبنم رو گلبرگ دلی ماتم بشینه تو این برزخ بمونی وندونی چرا سهم من از این عشق اینه نمیدونی چه سخته لحظه ای که با چشمات مرگ قلبت روببینی کسی که گفته بودی تکیه گاهه خودش کاری کنه به گل بشینی منو ازار میده این جدایی تورو اما خیال بودن من تو اسون دل بریدی از من اما جدا هرگز نمیشی از تن من میرم اما بدون ترانه هایی که میگم دارن از کوچ تو میگن ---------------------------- نه دیگه بخشیدنم حدی داره تو دیگه داری به من بد میکنی داری بی مهری و بی وفایی رو این روزا زیادی از حد میکنی نه دیگه هر چی که بخشیدم بسه وقتشه دیگه فراموشت کنم یه روزی گفتم که تو فانوسمی اما باید دیگه خاموشت کنم وقتشه با همه عشقی که دلم به تو داره دیگه از تو بگذرم تو میگی این دیگه باره اخره اما من دیگه نمیشه باورم وقتشه واسه یه بارم که شده تو سراغ من بیای و نه بگم نمیدونی که چه سخته واسه من که ازم چیزی بخوای ونه بگم
------------------------------ من از چشماي تو خوندم كه اينجا اخر راهه كه تو ميري و سهم من از عشق تو فقط اهه
من از چشماي تو خوندم ميخواي از قلب من رد شي ميخواي مثل همه بامن تو هم اي خوب من بد شي
من از اين سردي دستات از اين چشماي خاموشت به اين باور رسيدم كه شدم ديگه فراموشت
نميخوام كه بموني ،نه برو حرفي ندارم من هزاران دل شكست از عشق يكي از اون هزارم من بدون اين بار اول نيست هميشه بد ميارم من
برو كه موندنت اينجا ديگه معناي موندن نيست ميدونم تو دل سنگت ديگه جايي واسه من نيست
------------------------- پنجشنبه 11 آذر1389 | 4:13 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
همین یک بارو باور کن اخه این اخرین باره
که این دل پاشو از روی گلیمش بیشتر میزاره همین یک بارو باور کن بیا برگرد به این خونه دلم بد جوی از رنجی که بت دادم پشیمونه تواین حال خرابی که دلم داره منو دریاب دارم کم کم فرو میرم تو این گندابه ی مرداب اگه من بچگی کردم اگه با من گرفتاری همش تقصیر این دل نیست خودت هم تقصیر کاری بیا برگرد وباور کن دوباره سر به را میشم از این خاکی که افتادم تو تکیم باشی پامیشم چهارشنبه 3 آذر1389 | 9:1 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
حالا که میخوای بری برو ولی واسه این چشایی که عاشقتن که اگه نبیننت، نمیبینن گاهی وقتا رد شو از کوچه ی من
گاهی وقتا رد شو از کوچه ی من بزار چشمام تورو باز نگا کنن بزا این ماهیای اسیر تنگ توی دریای چشات شنا کنن
حالا که میخوای بری برو ولی اسمم و خط نزن از خاطره هات بزا باز خاطره بازی بکنن اسمم و اسم تو و اشک چشات
حالا که میخوای بری برو ولی بعضی وقتا پا بزار تو خواب من اگه تو کویری و تشنه شدی بیا دنبال من و سراب من *** تو که میدونی که من بدون تو جون میبازم مثل برگا تو خزون من و ترکم نکن و این قطره رو با خودت به شهر دریا برسون جمعه 15 مرداد1389 | 3:22 بعد از ظهر | مهدی مقامی |
خیلی وقته دیگه حتی خبری از تو ندارم نمیدونم بردیم از یاد یا که موندی انتظارم
خیلی وقته دیگه حتی پا نمیزاری تو خوابم دیگه حتی رفته بویِ خوش عطرت از کتابم
کاش میدونستم که امروز توی قلبت کی نشسته تو بدون کی خرابی کی اون که با تو مسته
کاش میدونستم که چشمات آینه ی چشم کی میشن یا لبات شبها تو گوشش وقتی که مستی چی میگن
چهارشنبه 30 تیر1389 | 0:42 قبل از ظهر | مهدی مقامی |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |